
![]() |
![]() |
|
| جواد اسدیان |
|
پاول سلان Paul Celan برگردان: جواد اسدیان
سنگ. آن سنگ، که در هوا دنبالش می کنم. چشم تو، چنان کور که سنگ.
ما دست بودیم، ظلمات را خالی کردیم، واژه ای که از تابستان فراز آمد، یافتیم: گل.
گل ـ کورواژه ای. چشم تو و چشم من: در تلاشند برای آب.
رویش. جداره، دلادل بدانسو ورق می خورد.
چونان این، واژه ای هنوز، و چکش ها تاب می خورند در فضا. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:34 توسط جواد اسدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
جواد اسدیان
|
| پیوندها |
|
در سوگ آبی ی آب ها سهراب مختاری نیماد نیماد |
|
RSS
|