
![]() |
![]() |
|
| جواد اسدیان |
|
جواد اسدیان
وزن و قافیه دامی ست در شعر که شاعر را در سطح می گذارد. سراینده از آنجا که متأثر از وزن و بویژه قافیه، یعنی، متأثر از فن و صنعت است، بسا که از دریافتِ " آنِِ " شعری غافل می ماند. شعر مقفی، راهِ به ژرفا را مسدود می کند. خواننده، وزن و قافیه را می نیوشد و می بیند و می پندارد شعر می فهمد. وزن و قافیه، او را آلودۀ عادت می کند و واژه را نیز از مرتبتِ اعلای خود فرود می آورد. از این است که وزن و قافیه، آنگاه که تحمیلی بر شعر است، سنت پرور و سنت گراست. معدودی از شاعران قافیه پرداز هستند که مانند حافظِ بزرگ، وزن و قافیه در شعرشان حضوری نامرئی دارند. خواننده، تنها شعر را درمی یابد و وزن و قافیه را در سایه روشن ذهن احساس می کند. در شعر حافظ، وزن و قافیه، شناسۀ شعر نیستند، بلکه اموری عَرضی و ثانوی هستند و واژه نیز، در جایگاه والا و اهورایی خود قرار دارد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 19:53 توسط جواد اسدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
جواد اسدیان
|
| پیوندها |
|
در سوگ آبی ی آب ها سهراب مختاری نیماد نیماد |
|
RSS
|