
![]() |
![]() |
|
| جواد اسدیان |
|
جواد اسدیان
در کورۀ سرد تاریخ واژه ها گُر می گیرند باز از خاکستر خویش در رنگ بلند خورشید که می تابد بر شانۀ شیر و تیغۀ شمشیر باز پُر از هیچ می شود دهان بهانه وُ سودا وُ تردید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:34 توسط جواد اسدیان |
|
|
17 شهریور 1388 خورشیدی
انجمن آرا چه می گوید، چه می خواهد؟
بنیان گذاران "انجمن آرا" در ماه های گذشته در نشست های خود، اسنادی را تصویب کردند که راه آیندۀ انجمن را برای پشت سرگذاشتن حکومت اسلامی، دست یافتن به ایران، ایرانیت، دموکراسی، آزادی و سکولاریسم تصویر می کند. این سندها، نه تنها فرایند خردِ هم اندیشان این انجمن، بل که برآمده از صدسال گفتمان روشنگری در ایران از زمان انقلاب مشروطیت تا به اکنون است. ایرانیان با آن پیشینۀ کهن تمدنی، و با 1400 سال اسارت دینی، اکنون در کجای تاریخ خویش ایستاده اند؟ تکلیفشان در برابر حکومت بیگانه اندیش و ضد ایرانی اسلامی در ایران چیست؟ باید به کدام سوی برویم؟ و چگونه؟ انجمن آرا، دربرگیرندۀ ایرانیانی است که پیش از اندیشیدن به شمار هموندان، به منش، ماهیت و کیفیت خود می اندیشد. اما براین باور است که برای گذر از استبداد حکومتی و بستمانِ دینی باید در کنار پرداختن تئوریک به روندها و رویدادها، با هستی بخشیدن به سامانه ای سیاسی، رزمنده، شجاع، و همسو و همروند با زمان، درفروپاشاندن نظام استبداد دینی در ایران گامهایی استوار و از روی خرد، درست کرداری، درست اندیشی و درست گویی برداشت؛ گامهایی با پشتوانۀ اراده، ازخودگذشتگی، خردمندانه، بی ریا، بدون باج دهی و مصلحت اندیشی های رایج. این انجمن، پیشتر، پنج گفتار در بررسی و بازشناسی وضعیت کنونی میهنمان ایران منتشر کرده بود. اکنون با تصویب و انتشار سندهای بُن پایه اش، در راه کردار و کار برای دگرگونی در ایرانِ مانده در بندِ حکومت دینی، گام برداشته است. انجمن آرا، ایرانیان را، فرزندان زرتشت، کوروش و فردوسی را به خانۀ خود فرامی خواند. ایران، خانه و نیایشگاهِ همۀ ایرانیان است. باید ایرانیت، ایرانیگری، ایرانشهری، آزادی و شکوهِ خود بودن را به زادگاهمان بازگردانیم. باید مردم سالاری، سکولاریسم و همنشینی با جهان مدرن امروز و آینده را در سرزمین مان نهادینه کنیم. باید تباهی دینی، استبداد سیاسی و ایران ستیزی را از خانۀ خود بروبیم. مهم نیست که هم اکنون شمارمان اندک باشد، مهم این است که اندیشه مان به گوهر، ایرانی باشد. بایسته است که خواسته و کردارمان امروزین باشد. مهم این است که کردار، اندیشه و گفتارمان، در ایرانشهری ریشه داشته باشد و هم، شاخه هایش در دنیای نوشدۀ سدۀ بیست و یکم جای گیرد. با این همه، بودن هر ایرانی در این سنگر، دست یابی به آرمان های امروزین ما ایرانیان را شدنی تر و شتاب آمیزتر می کند. سندها و بیانیه های انجمن آرا را بخوانید! دست های ما را که به دوستی، مهر و همپیمانی به سوی شما آمده بفشارید. رنسانس فرهنگی و سیاسی ایرانیان آغاز شده است. ایرانیان بپا خاسته اند. ایران، آزاد خواهد شد. ما در مهمترین چرخشگاه تاریخ خود، در درازای 1400 سال گذشته جای گرفته ایم. تاریخ ایران و همای نیک بختی، به ایرانیان امروز، بختی بلند برای پیروزی بخشیده است. زایش ایرانیت و ایرانی نوین آغاز شده است. آنچه را که نیاکانمان خواستند، اما نتوانستند واقعیت ببخشند، به دست زنان و مردان شجاع و رستم زادِ امروز ایران به انجام خواهد رسید. ما گروهی هستیم که می خواهیم شانه بر شانۀ شما هممیهنان تکیه دهیم. شانه های ما نیز، تکیه گاه کوچک اما استوارِ همۀ ایرانی اندیشان، آزاداندیشان و نواندیشان است. دست در دست شما می گذاریم و با هم پیمان می بندیم که تا رهائی میهنمنان از چنگال اهریمن، ازپای ننشینیم. با باور به پیروزی: زنده باد آزادی، زنده باد ایران. انجمن آرا 7 سپتامبر 2009
برای پیوند و همپیمانی با ما، با نشانی زیر تماس بگیرید: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خواهشمندیم از فرستادن هر گونه ایمیلی به نشانی انجمن که ربط مستقیمی با انجمن آرا ندارد، خودداری کنید.
***
منشور انجمن آرا سندِ 1
1. با توجه به ماهییت فاشیستی- ایدئولوژیک حکومت اسلامی در ایران و ناکارآمدی اغلب سازمان ها و حزب های سیاسی سنتی و نیز، بنا بر ضرورت برونرفت از بن بست سیاسی و فرهنگی ایران، تأمین حقوق شهروندی در ایران، انجمن آرا کار خود را آغاز کرده است. 2. انجمن آرا، برای ایران مداری مبارزه می کند و بر این باور است که استقرار و نهادینه شدن سکولاریسم، آزادی، دمکراسی، لائیسیته و حقوق بشر در ایران، تنها در فرهنگ ایرانی امکان پذیر است. 3. انجمن آرا، پشتیبان کارزار مردم ایران است و می کوشد در سازماندهی این مبارزه ها، سهیم باشد. 4. انجمن آرا، با توجه به وضعیت سیاسی جامعۀ ایران و در هماهنگی با آن، بر مبارزه ای اساسی و بنیادین برای تکوین و تعالی استعدادهای فردی و نیک بختی همگانی تأکید دارد و کوشش های خود را بر همین اساس پی ریزی می کند. 5. انجمن آرا دربرگیرندۀ افرادی است که به ایران مداری، لائیسیته، سکولاریسم، دمکراسی و حقوق بشر اعتقاد دارند. این انجمن، بر جدایی دین از دولت و سیاست پای می فشارد و پیگیرانه خواستار آن است که هیچ دینی از سوی دولت به رسمیت شناخته نشود. 6. انجمن آرا پشتیبان هر جریان دمکرات، آزادیخواه و مردم سالاری خواهد بود که همروند با اصول یاد شده در این اسناد، بخواهد رهبری را در ایران بدست گیرد. 7. انجمن آرا بر آن است که تمام داوطلبانی را که به اصول یاد شده در بند پنج منشور اعتقاد دارند و در این راه آمادۀ مبارزه هستند، در سازمان مدرن شهروندی گرد هم آورد. 8. انجمن آرا، براندازی نظام اسلامی را پیش شرط برون رفت از وضعیت کنونی می داند و خود را در کنار نهادها و جریان های همباور می بیند و در ایجاد یک جبهۀ گستردۀ دموکراتیک و مبارز، برای این منظور می کوشد. 9. ما خواستار برپائی یک دولت موقت هستیم که ادارۀ ایران را پس از تغییر نظام اسلامی به عهده بگیرد. این دولت باید زمینه را برای تشکیل مجلس مؤسسان فراهم آورده و همه پرسی تعیین شکلِ حکومتی را اجرا کند. 10. اصل تمامیت ارضی ایران، خدشه ناپذیر است. 11. نهادهای شهروندی مناطق، شهر و استان که با حضور حزب های سیاسی در انتخاباتی دمکراتیک تشکیل می شوند، مسئول ادارۀ مناطق، شهرها و استان های خود، در چارچوبِ قانون اساسی هستند.
***
برنامۀ انجمن آرا سندِ 2
انجمن آرا برای برچیدن کامل نظام اسلامی در ایران، و برپایی سامانه ای مردم سالار، سکولار و دموکراتیک، سرفصل های زیر را پیشنهاد می کند: 1. نگهبانی از یکپارچگی ایران. 2. جاری کردن مفاد منشور حقوق بشر سازمان ملل در رگ و بُن قوانین پایه ای و شهروندی. 3. جداکردن دین از دولت - از رأس تا پایۀ هرم آن - و در همۀ نهادهایی که درچهارچوب قانون اساسی آینده برپا می گردند. 4. تأکید بر حقوق برابر همۀ شهروندان ایرانزمین در پیشگاه قانون و تلاش برای همکاری گستردۀ آنان در تمامی اموری که به سرنوشت میهنمان پیوند می خورند. 5. برپایی یک همه پرسی برای تعیین نوع سامانۀ سیاسی ایران، پس از آن که رژیم فروریخته باشد، و دولت موقت، طی یکسال عمر خود، زمینۀ یک همه پرسی آزاد را فراهم نموده باشد. 6. نظام ایران آینده، سامانه ای خواهد بود بر پایۀ دموکراسی پارلمانی در جامعه ای کثرت گرا و همبسته. 7. سرفصل های سیاست خارجی باید بر حُسن همجواری با همۀ همسایگان ایران، کوشش برای برپایی صلح در منطقه، و روابط برابرحقوق با همۀ کشورها استوار باشند. مقابله با تروریسم اسلامی در منطقه و در جهان را دوشادوش همۀ کشورهای ضدتروریسم، وظیفۀ دولت آتی می دانیم. 8. گشودن درهای همۀ پایگاه های اتمی ایران به روی مسئولین انرژی اتمی سازمان ملل، پاکسازی این پایگاه ها از رگه های احتمالی تولید سلاح اتمی، زیر نظر نهادهای بین المللی. 9. پاکسازی نظام آموزشی و مواد درسی مدارس و دانشگاه ها و آموزشگاه های ایران از هرگونه گرایش دینی و مذهبی و ایدئولوژیک. 10. لغو همۀ قوانینی که براساس تبعیضِ جنسی، عقیدتی، فرهنگی و قومی تدوین شده اند. 11. آموزش زبان های رایج منطقه ای در کنار زبان ملی ایرانیان(پارسی) در مدارس و دانشگاه ها. تأسیس فرستنده های تصویری و صوتی به زبان های رایج در هر منطقه، و انتشار آزاد روزنامه و کتاب به زبان های گوناگون در مناطق گوناگون کشور. 12. حق هر ایرانی ست که زبان مادری خود را فراگیرد. بر دولت است که امکان های لازم را در این راستا فراهم آورد. 13. آزادی همۀ احزاب و سازمان ها و نهادهای دمکراتیک که با هرگرایش سیاسی و نظری در چارچوب قانون اساسی سکولار فعالیت می کنند. دولت آینده، ضامن پاسداری و دفاع از آزادی های شهروندی و سیاسی همۀ شهروندان و نهادها و احزاب خواهد بود. 14. آزادی تأسیس رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه ها توسط مردم و بخش خصوصی در چارچوبِ قانون اساسی. 15. بازپس گیری اموال غارت شدۀ کشور از سران و مسئولان رژیم جمهوری اسلامی. بازگرداندن دارایی های مصادره شدۀ مردم و مخالفان رژیم کنونی به آنان. 16. استقرار یک دستگاهِ قضایی مستقل و برپایی دادگاه های شایسته و بی طرف برای سران و مسئولان حکومت اسلامی که در غارت و حیف و میل ثروت کشور، وَ در جنایت های این رژیم دست داشته اند. داشتن وکیل، حق همۀ متهمان خواهد بود. 17. اقتصاد کلان ایران، اقتصاد بازارِ آزاد است که بر محور عدالت اجتماعی عمل می کند. درآمد ذخایر زیرزمینی باید در خدمت تولید داخلی و رفاه اجتماعی قرار بگیرد.
***
دریافتِ ما از سه مفهوم اساسی سندِ 3
شرح کوتاهی در بارۀ سه مفهوم اساسی که بیانگر منش (هویتِ) حرکت ما هستند و تفاوت و وجوه مشترک ما را با دیگران، روشن می کنند:
1. ایران مداری
ایران مداری؛ به معنای گسترش فرهنگ و نوزایی سراندیشه های ایرانی است که می تواند جایگاه ایران و ایرانی را در جهان مدرن تعریف کند. آنچه در برابر خود داریم، چیزی نیست، جز انحطاط ملی، که با کاربرد دین، بنیان های ایران مداری را به نیستی نزدیک کرده است. برای نوزایی و نوسازی سراندیشه های ایرانی، باید از سویی، اندیشمندان بکوشند که این اندیشه ها را از حجاب چند لایۀ اسلام بیرون بیاورند و برای دسترسی همگان، آن ها را تدوین کرده و تبلیغ کنند. از سوی دیگر، گسترش فرهنگ و اندیشه های ایرانی که باید بتوانند از منش (هویت) ما در برابر هویت جعلی و تحمیلی اسلامی، پاسداری کنند، به ارادۀ همگانی و سازماندهی نوین نیازمند است. مردم ایران در حال برداشتن گام هائی یزرگ برای سامان دادن سرنوشتِ آیندۀ شهروندی ایران اند و می کوشند با کنار نهادن حکومت اسلامی از گذشته بیرون آمده پای به ایرانشهری وجهان گرائی مدرن بگذارند. در 14 سده ی گذشته در ایران، گروهی ازهنرمندان، اندیشمندان و فرهیختگان ایرانی برای نگاهداشت گوهر ایرانیت، تلاشی ستودنی داشتند. آنان کوشیدند با بازبرد و نگهداشت فرهنگ ایرانی در پیلۀ اسلام، شمشیر حکومت های ترکان مسلمان را کُند کرده و از گسترش سرکوبگرانۀ اسلام تا اندازه ای جلوگیرند. این کوششها کم و بیش ناکام ماندند و اینک هنگام آن است که منش (هویتِ) ایرانی - که در آستانۀ نابودی قرار گرفته - از اسلام جدا گردد، و در اختیار مردم و فرهنگِ ایران قرار گیرد. اگر ما از این وظیفه تن بزنیم، این خلاء را دیگران، به گونه ای نامطلوب پر خواهند کرد.
2. سکولاریسم
سکولاریسم را می توان از دو دیدگاه اساسی ارزیابی کرد: نخست؛ به عنوان نظامی حقوقی که مورد پذیرش بخشی از دین مداران نیز هست. این برداشت، پیامد پذیرش جدایی دین از دولت، حکومت و سیاست از سوی کلیسا ست. سکولاریسم در جهان غرب هنگامی نهادینه شد که در کنار مبارزۀ نظری با سلطۀ کلیسا، موضوعیت دخالت کلیسا در اموردولت نیز بنا بر دگرگونی های بنیادین سیاسی و اجتماعی، از میان رفته بود. قدرت کلیسای کاتولیک، در این امر نهفته بود که هیچ پادشاهی بدون تأیید پاپ و کلیسای کاتولیک، از مشروعیت حکومت کردن برخوردار نمی شد. با روند رفرماسیون و پیروزی روشنگری و انقلاب های بورژوایی اروپا، قدرتِ دخالت کلیسا در تعیین و تعین پادشاه، از متولیان کلیسا سلب شد. با نابودی حکومت های تمامیت خواه، کلیسا که موضوعیت دخالت خود را در امر دولت از دست داده بود، سکولاریسم را به عنوان یک نظام حقوقی پذیرفت و توانست نقش بزرگی در سامان امور جامعه به عهده بگیرد. در روند استقرار و نهادینه شدن سکولاریسم در نهاد کلیسا بود که واتیکانوم 2 در سال های 1962 تا 1965 به تصویب کلیسا رسید. واتیکانوم 2 آن دگرگونی بزرگ و بی مانند دینی است که به کلیسا اجازه می دهد، هماهنگ با روح زمانه، زندگی و عمل کند. دوم؛ به عنوان یک جهان بینی که بیش از هر چیز، داعیۀ محو اقتدار دین در امور دولتی و اجتماعی را دارد. این نوع از سکولاریسم که باید از آن به عنوان سکولاریسم اجتماعی یاد کرد، از یک نظام حقوقی صرف، فراتر رفته و برای زمینی کردن همۀ امور آسمانی که نهاد دین نمایندۀ آن است، مبارزه می کند. با توجه به سکولاریسم اجتماعی است که Rudolf Burger فیلسوف می گوید: " یک روحانی کاتولیک، یک خاخام یهود و یا یک امام مسلمان، همه ازدید روانی، عقب افتاده هستند. به عنوان فرد، شاید حتی خیلی هم با هوش باشند، اما بلاهت یک تولید اجتماعی است و در برابر این بلاهت باید استراتژیک پیش رفت." ناکامی حکومت اسلامی، جامعۀ شهروندی را وامی دارد تا با تکیه بر سکولاریسم اجتماعی و با توجه به فرهنگ ایرانی و با عنایت به کارامدی قدرت دولتی، استراتژی مناسبی را بر پایۀ فرهنگ و اندیشۀ ایرانی تدوین کند. این بخت، برای نخستین بار به ایرانیان روی آورده و ما می توانیم با نجات خود از واپسماندگیِ و صغارت نهادینه شده رهائی یابیم.
برای نجات از "صغارتِ به تقصیر" به تعبیر کانت، باید؛ 1. علاوه بر خواست جدایی دین از دولت و سیاست، خواهان آن نیز باشیم که حکومت و دولت، هیچ دینی را به رسمیت نشناسد. دولت، باید تمام دارایی های نهادهای دینی را به سود جامعه بازستاند و فاشیسم دینی جائی در دمکراسی آیندۀ ایران نخواهد داشت. 2. همۀ امور تفسیرپذیر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم ایران در پیوند با شهروندی و با ارجاع به قوانین سکولار و با تکیه بر شعور و خرد همگانی مورد بررسی قرار می گیرند و حل می شوند.
3. دمکراسی
حکومت مردم بر مردم که بوسیلۀ نهادهای قانونی و شهروندی تضمین می شود، پایۀ اساسی و اصلی تداوم جامعۀ شهروندی ست. پویایی دمکراسی و نهادینه شدن آن، به فرهنگِ دمکراتیک و مناسبات اجتماعی مردم سالار وابسته ست. از همینرو، نیروهای دینی، که به متافیزیک در همۀ مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باور دارند، مانع استقرار و نهادینه شدن دمکراسی هستند و باید از طریق قانون و توانِ دولتی مهار شوند. در جامعۀ شهروندی و دمکراتیک " انسان سنجۀ همه چیز است1." به سخن دیگر، باید با تلاش برای گسترش فرهنگ انسان سالاری، به دنبال کنار گذاشتن فرهنگِ دین سالاری بود که در همۀ زمینه های زندگانی اجتماعی، مانع بزرگ استقرار دمکراسی ست. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زیرنویس: 1. این سخن پروتاگوراس، فیلسوف یونان باستان است که تا همین امروز نیز، اعتبار دارد و حکمی معاصر با روح زمان و زمانه است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 15:2 توسط جواد اسدیان |
|
|
جواد اسدیان
صدایی زخمی دل را تا به حاشا میبَرد ساعت تا به ازل چرخیده وُ گورستانی کبود در خاطر است
قدیس من بر کتیبه ها تنها یک نام کنده است |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:17 توسط جواد اسدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
جواد اسدیان
|
| پیوندها |
|
در سوگ آبی ی آب ها سهراب مختاری نیماد نیماد |
|
RSS
|